|
یا شعر بخوانید یا بنویسید
|
مدتی بود به روز نکرده بودم و
گله ها زیاد شده بود ..
با عرض پوزش و با تقدیم چند شعر جدید برای قبول معذرت خواهی ..
پایدار باشید..
مثل عکس پدر بزرگ
سیاه سفید می شوی
و من در اندیشه ات
چای را سر می کشم
و پشت افکارم داغ می شوم
لعنت به این حافظه
(چشمانت چه رنگی بود ؟)
کلماتی که از هم جدا می شوند
جرات را تکه تکه کرده اند
و مرا در دوئل با سئوال آخر
دست بسته رها کرده اند
پرچمی بلند شد
سپید رو به او
سیاه رو به من
وقتی جمعه به خاطر آمدنت سبز می شود..
می آیی و من سرخ می شوم ..
به خاطر ..
بر غروب غمگین این شهر
و چه بی صدا
درد می کنیم
و
زندگی می کشیم..