پنجره
یعنی
هنوز فرصت هست
میان فاصله هامان هنوز دیوار ست
که تا نهایت آن
میتوان
پنجره کشید...
+
تحریر شد چهارشنبه 24 خرداد1385ساعت 22:11 به قلم م دلشدگان
|
مثل عاشقها که میگریی
خنده ام میگیرد
اعتراف کن که
بلد نیستی...
+
تحریر شد چهارشنبه 24 خرداد1385ساعت 22:11 به قلم م دلشدگان
|
حتی ستاره نام شما را صدا نکرد
خورشید را به خانه تان آشنا نکرد
مثل همیشه ساعت نمناک زندگی
فکری برای بستن زخم شما نکرد
گفتید شانه های زمین بی تحمل است
اما کسی به حرف شما اعتنا نکرد
وقتی که رنگ و روی زمین زرد زرد شد
کاری خدایتان نتوانست یا نکرد
+
تحریر شد چهارشنبه 24 خرداد1385ساعت 22:10 به قلم م دلشدگان
|
مهر دل من مدام ارزانیتان
عمری که شود به کام ارزانیتان
پیدا نشدآن هدیه که هم شان شماست
یک دسته گل سلام ارزانیتان
+
تحریر شد چهارشنبه 24 خرداد1385ساعت 22:10 به قلم م دلشدگان
|
ناخن تیشه
بیستون سینه
بر بیستون سینه می کوبیم
ناخن تیشه ام را من فرهاد
حک می شود نقش داغ شیرین بر سینه
این کوه تلنبار از درد
تاب می آورد زخمی شدن را چون گذشته
دیگر روز - فردا
آنروز که خاک شده ام من فرهاد
نقشی
فقط نقشی
از عشق میماند
بر بیستونی دیگر
+
تحریر شد چهارشنبه 24 خرداد1385ساعت 22:9 به قلم م دلشدگان
|
ای در سر تو نشان ویرانی عشق
سوز نفست شرح پریشانی عشق
زلفان گره خورده ی ویرانگر تو
خود آینه ی بی سرو سامانی عشق
وقتی که به وادی طلب افتادم
حتی نشدم طفل دبستانی عشق
یکبار به خاطر تسلای دلم
گفتم که روم دمی به مهمانی عشق
افسوس که با حضور آتشبارت
چون مهر فنا شدی به پیشانی عشق
+
تحریر شد دوشنبه 15 خرداد1385ساعت 14:48 به قلم م دلشدگان
|
تعارفی از دهن افتاده
سفره ای مشرف به سیری
و خمیازه ای در خلا
***
رویاها کنار بشقاب جا ماند
دستان خیسش را آویخت
و برای اولین سرزده
گرسنه ماند
..............................
بهم گفت:تا به حال دلت را شکسته ام
گفتم نه تا دلش نشکند!
...........................................
کاش عاشق کسی شویم که دلش آنقدر بزرگ باشد
که برای اینکه بخواهیم خودمان را توی دلش جا کنیم
مجبور نشویم خودمان را کوچک کنیم!
+
تحریر شد دوشنبه 15 خرداد1385ساعت 14:47 به قلم م دلشدگان
|
محتاج دوایی که نباید می شد
آن حال و هوایی که نباید می شد
ای کاش که آهسته شبی جان می داد
نفرین به دعایی که نباید می شد
..........................................
حیاوشرم چنگم را شکستند
سبوی سبزرنگم را شکستند
کج اندیشان و بد خواهان نامرد
گل خوب و قشنگم را شکستند
+
تحریر شد دوشنبه 15 خرداد1385ساعت 14:42 به قلم م دلشدگان
|